مدح و مرثیۀ حضرت زین العابدین ( امام سجاد) علیهالسلام
چشمهای دیگران خواب و... تو بیداری هنوز آفـتـاب روزی و مـاه شـب تـاری هـنوز گرم استغفار هستی از گناهانی که نیست آخر ای ابر پریشان از چه میباری هنوز؟ ای غروبِ سرخ عاشورا طلوع گریهات کم غمت را درک کردیم و تو بسیاری هنوز ماجرای خیمه آتش زد تو را خورشید من! شعله شعله آه میسوزی، عزاداری هنوز صبح و شب دشنامِ شام از خاطرت بیرون نرفت خندهها در یاد تو... گریان بازاری هنوز نیـمهشبها فکـر طفلان یتـیمی، ماه من مانده بر دوش تو از جدت علی باری هنوز |